💕 اِخبات 💕

وَ بَشِّـــــرِ اَلْمُخْبِتِیــــــن...

193- تولد امید

تولد تو،

تولد امید بود.


و انتظار تو

بلوغ رنج،

ما در بلوغ، به یأس رسیدیم‏

ما در بلوغ رنج، به مرگ رسیدیم‏

اما تو در بلوغ رنج و یأس و مرگ، بر دل ما نشستى.


بلوغ رنج با تو به فریاد رسید.

و اکنون انتظار تو، تولد اقدام است.


ظلم سرشار تو را صدا زد.

و تو ما را صدا زدى.


اى زبان گویاى خدا،

اشاره‏ هاى ما را بپذیر.

که حجم فاجعه بر زبانمان نشسته است.


عین.صاد

ســـــر باز ۳ نظر ۷ لایک

190- ارزش هدف


وقتی که لبخند تو هدف می شود
تمام برنامه ها به هم می ریزد...
  
ســـــر باز ۴ نظر ۴ لایک

177- احسن الحال یعنی؟

با تبریک سال نو از صاحب دلها و دگرگونی ها می خواهیم که سال جدید را سال دگرگونی دل ها به سوی خود قرار دهد و از هر چیز که رنگ غیر حق داشته آزاد نماید و بر حق ثابت قدم بگرداند.

در آغاز هر سال نو این زمزمه استاد به گوشمان فراخوانده می شود و همه را به تفکر وا می دارد و دل ها را به خود می گیرد و می لرزاند که در کنار تحول ها؛ تحول در انسان ؛مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ و تحول در جهان ؛ مُحَوِّلَ الْحَوْلِ، باید به ثبات و ظرفیت و وسعت رسید و از اسارت موقعیت ها آزاد شد و به کوثر موضع گیری ها رسید که این همان احسن الحالی است که از ما خواسته اند به عدد روز های سال آن را در روز نوروز طلب کنیم.


ایشان می گویند: بهترین حال، حال کسى است که مى‏ داند در هر حالتى چه بکند و در هر موقعیتى چگونه موضع بگیرد. بهترین حال حالت کسى است که در گرو حالت‏ها نیست و وابسته به شرایط و موقعیت ‏ها نیست. درس خودش را مى‏ شناسد و درس خودش را مى ‏آورد.

سیدعبدالمجید فلسفیان(از شاگردان استاد علی صفایی)


پ.ن: روزهای سال نوتون پر از رشد و لحظه لحظه هاتون همواره احسن الحال به حق محمد و آل محمد

ســـــر باز ۱۱ نظر ۱۳ لایک

169- جرعه ای از اخبات

آنهایى که روى خاک نینوا افتاده بودند و از عظمت همه افلاک و همه ملائکه بالاتر بودند؛ آنچه آنها را به اینجا رساند، همین دل مستغیث به حق آنها بود، همین ذکر «یا غِیاثَ الْمُسْتَغیثینَ» آنها بود، که باعث شد این وجود، کم نیاورد، در حالى که ما مبتلا به حالت‏هایى هستیم و بت‏هایى داریم که از پسِ این بت‏هاى بزرگ؛ یعنى نفس، خلق، دنیا و شیطان برنیامده‏ ایم و نخواهیم آمد، مگر اینکه او مدد و دستگیرى کند

گام اول در حرکت، این است که از حالت‏ها و طاعت‏ها بگذریم، که اینها ملاک نیستند. آنچه از انسان مى‏ خواهند، انکسار است. این ادعا، ادعاى بزرگى است. در آن تأمل کنید!
ملاک تقرب و ملاک وصال، چیزى جز طاعت و عصیان است.
پس حقیقت اخبات، آن تواضع، آن ترس، آن ذلت، آن انکسار و آن استغاثه است. اینها همه، لازمه یکدیگر هستند.
زمینه ‏اى که اخبات را ایجاد مى‏ کند، فهم و ذکر و حبّ و بلاء و عبرت است.
و اثر اخبات هم، این است که دل، خاشع مى‏ شود. در معاشرت‏ها و برخوردها، نرمى و مهربانى و لینت مى ‏آید: «فَبِما رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُم». 
وقتى رحمت الهى به قلب مخبت واصل شود، این دل، دریا مى ‏شود. این دل، نرم مى‏ شود و همه عالم را تحمل مى ‏کند. دشمن را تحمل مى‏ کند.
اینها شوخى نیست! اینها سیر طبیعى است که مُسَیِّرش حق است: «هُوَ الَّذِى یُسَیِّرُکُمْ»

 📚 اخبات/علی صفایی حائری/ ص 65
ســـــر باز ۳ نظر ۳ لایک

148- امام زمان چه کار می کند؟

می گفت: امام زمان مشغول فعالیت است و خودش زمینه ظهورش را فراهم می کند. طلبه ای مثل من مکلف است برای حضرت فعالیت کند و روز و شب نشناسد، آن وقت خود امام تکلیفی ندارد؟!


📚 حکایت ها و هدایت ها(خاطراتی از استاد علی صفایی حائری)


کانال تلگرامی استاد:  @einsad

ســـــر باز ۷ نظر ۱۱ لایک

144- نق

خدایا خواهش میکنم یه نفر رو سر راه من و توی زندگیم قرار بده که مدام نق بزنه؛ بهم گیر بده که فلان کار رو نکن و بهمان کار رو بکن، اینطوری کن، اون طوری نکن، چرا حرکت نمی کنی؟ چرا بی خیالی؟ خودت رو خرج چی می کنی؟ به چی دل بستی؟ و...

مدام نق بزنه تا بلکه من یه کم به خودم بیام و رشد کنم...


پ.ن: دیشب سخنران مراسم سالگرد استاد صفایی؛ حجت الاسلام پورسیدآقایی با بغض می گفت: دلم برای نق زدن های حاج شیخ تنگ شده :'(

ســـــر باز ۱۳ نظر ۱۲ لایک

143- و عین، حرف اول عشق است؛ آنجا که نام بزرگ تو آغاز می شود

به مناسبت هفدهمین سالگرد پدرم؛

عین.صاد ( einsad.ir )


حجت الاسلام میرباقری: اندیشه آقای صفایی در این دنیا شکوفا نشد، ان شاء الله در زمان رجعت از ایشان بهره مند شویم. 


حجت الاسلام رنجبر: این‎که خورشید کی و کجا غروب می‌کند، مهم نیست؛ آن‌چه که مهم است و اهمیت دارد این است که تا هست، تابان است، می‌تابد و با تابش خودش همه‎جا را روشنایی و روشنی می‌بخشد. مرحوم آقای صفایی حقیقتا خورشیدصفت بود.


حجت الاسلام نقدی: در دوران ریاست جمهوری رهبر معظم انقلاب، وقتی خدمت ایشان رسیدیم، درباره استاد صفایی فرمود:«ایشان مثل علامه طباطبایی صاحب سبک‌اند و بنده نیز از آثار ایشان استفاده می‌کنم.»


حجت الاسلام علیرضا صفایی: من در ابتدا این یک مصرع را درباره ایشان بگویم؛ که «هیهات أن یأتی الزمان بمثله.»؛ دور است که زمان همانندی برای او بیاورد. من بارها از زبان ایشان شنیده بودم که خداوند هر صد سال یک مجدّد می ­فرستد. ایشان مکرّر این فراز را می­ گفتند و من امروز می فهمم که مجدّد قرن ما خود ایشان بود. (مصاحبه کامل)


علیرضا داودنژاد: این‌روزها که ما خیلی از عرصه‌ها را باخته‌ایم و در عرصه هنر و سینما و بازار ویدئو و... تسلیم واردات شده‌ایم، کاش می‌شد کسی مثل او بالاسر فرهنگ ما بود، شخصیت‌هایی مثل او که بتوانند همه را جمع کنند تا در یک فضای گرم و صمیمی خلاقیت‌ها بروز کند.


نادر طالب زاده: بچه هاى هنرمند انقلابى تمناى پرچمدارى هنر اسلامى را از صفایى داشتند و او قبول نمى کرد. شیخ بلد بود با هر تیپ و قشرى برخورد خاص داشته باشد. خیلى آرام و طولانى بحث مى کرد و به دلیل حجم وسیع اطلاعاتش مى توانست هر طیفى را به چالش بکشاند. او مى توانست مسیحى را مسلمان کند آن هم به راحتى و بى درد سر.


عین صاد از نگاه دیگران ( کلیک )

ســـــر باز ۱۴ نظر ۱۸ لایک

118- نزد امام نمیروم

با امام زمان رابطه خاصى داشت. در قم جمکران را رها نمى‌کرد و به شهادت دوستان همراه، خارج از قم هم در هرجا که بود، روز سه شنبه نماز امام زمان را مى‌ خواند.

انسان را به دیدگاهى برتر نسبت به امام مى‌ رساند و مى‌ گفت که عشق به او، برداشتن بارهاى اوست. چون عاشق، امر معشوق را عهده‌ دار مى‌ شود و مى‌ گفت: اگر به من بگویند امام زمان در دو خیابان آن طرف‌تر ایستاده است و در همان حال جوانى از من پرسش داشته باشد، من نزد امام نمیروم. چرا که آن وقت امام مرا توبیخ مى‌کند: چرا سر پست خودت نایستاده‌ اى!

📚 مشهور آسمان(خاطراتی از استاد علی صفایی)


پ.ن: 

جشن نیامدن(عین صاد)... کلیک

ســـــر باز ۱۱ نظر ۱۲ لایک

112- یک قلب، یک عشق

امام صادق علیه السلام: 

« الْقَلْبُ حَرَمُ اللَّهِ فَلَا تُسْکِنْ فِی حَرَمَ اللَّهِ غَیْرَ اللَّه »

قلب، حرم خداوند متعال است

پس در حرم او غیر او را ساکن نکن.


مَّا جَعَلَ اللَّهُ لِرَجُلٍ مِّن قَلْبَیْنِ فِی جَوْفِهِ(احزاب/ آیه 4)؛

من که دو قلب درون سینه تان نگذاشته ام،

که جز من دلبری داشته باشید...

هیچ حواستان هست با معرفت ها؟؟؟


با این حساب که قلب فقط جایگاه خداست،

پس استاد! تو بگو جایگاه بقیه عشق ها کجاست؟

هنگامى که عشق بزرگ ‏تر دل را بگیرد، 

عشق ‏هاى کوچک ‏تر نردبان آن خواهند بود.

ســـــر باز ۱۱ نظر ۸ لایک

110- ضرورت حرکت

ضرورت حرکت 

آنقدر باید پررنگ شود

که به حرکت پله ی برقی زندگی

قانع نشد و روی همین پله ها حرکت کرد 

شاید به هدف کمی! حداقل کمی! نزدیکتر شد.

عین صاد:

ضرورت حرکت، باید از ضرورت نفس کشیدنمان هم بیش‏تر باشد تا بتوانیم به خاطر آن، حتى خون و جانمان را بدهیم. مادامى که ضرورت حرکت در این سطح درک نشده باشد، قطعاً انسان در راه مى ‏ماند؛ راه ‏هایى که پرپیچ و خم و پر خطر است. راه‏ هایى که پر از درگیرى و رنج است.

📚 حرکت، ص 16


ســـــر باز ۶ نظر ۵ لایک

104- اخبات(5)

وصال رحمت حق، منوط به اخبات


ما اگر مُسلم باشیم، مؤمن و متقى باشیم؛ یعنى فاعل همه احکام و تارک همه محرمات و در نهایت محسن باشیم، با این همه، قرب به رحمت حق تحقق پیدا مى ‏کند، نه وصال به رحمت؛ که وصال، اخبات‏ مى‏ خواهد و مخبت از محسن بالاتر است.

ادعاى امشب من، بر خلاف همه ادعاهایى که تا به حال شنیده ‏اید که با طاعت، قرب حاصل مى‏ شود، این است که نه طاعت و نه عصیان، بلکه‏ انکسار، مقرِّب است. و غرورِ طاعت‏ و غرورِ حالت‏، دور کننده و مُبَعِّد است.

وصال رحمت، منوط به اخبات، به خشیت و به خضوع است.

این ادعاى من است. خیال نکنیم اگر طاعتى کردیم و گامى برداشتیم و توجهى پیدا کردیم، واصل شده‏ ایم و رسیده‏ ایم. باید این وَهْم را از خود دور کنیم. چه بسا بعد از سال‏هاى سال فعالیت و زحمت، در جایى بنشینیم که همانجا آبگیر است و در جایى بایستیم که همانجا متزلزل است.

انسان مى‏ بیند به رغم آنچه فرموده ‏اند چه بکن تا واصل شوى، حرکت‏ هایى کرده و فعالیت‏ هایى داشته و ریاضت‏ هایى کشیده، ولى این نفسِ گرفتار را، بیشتر گرفتار کرده است. مى‏ خواسته که بدوزد، اما به وضعیتى رسیده که خودِ دوختن و اصلاح کردن، مضرّ بوده است؛ درست مثل لباس بید خورده ‏اى که هر چه بیشتر آن را بدوزى، پاره ‏تر مى ‏شود.

پس چه کنیم؟ چون این مخبتین هستند که قرب حق به آنان واصل مى ‏گردد.


ما با مکتبى روبرو هستیم که از تفریط، امید مزد و پاداش دارد و از طاعت‏ هاى چند هزار ساله، انتظار هبوط و رجم.

با این تحلیل، خیلى از چیزها به هم مى ‏خورد. خیلى از چیزهایى که بزرگان اخلاق در مسائل سلوک فرموده‏ اند، به آن سفتى و زُمختى نیست.

مسائل شکل جدیدى مى‏ گیرد و وضعیت دیگرى مى‏ طلبد؛ که از تو، نه طاعت‏ و نه عصیان‏، که انکسار و شکستگى مى‏ خرند. و خدا در دل‏ هاى شکسته جاى دارد: «انَّ اللَّهَ عِنْدَ المُنْکَسِرةِ قُلُوبُهُم». خدا آنها را در حضور خود دارد. پس باید این انکسار و استغاثه و به تعبیر دیگر، این اخبات‏ تحقق پیدا کند.


📚 اخبات، علی صفایی حائری/ ص 44 تا 47(با تلخیص)


پست بعد: مفهوم اخبات

ســـــر باز ۸ نظر ۷ لایک

103- اخبات(4)

مقدمه 3: اغترار به رحمت‏


پس باید به دو چیز توجه کنیم:

یکى‏ اینکه از هیچ گناهى دور نیستیم.

دوم‏ اینکه غرور و اغترار به رحمت حق پیدا نکنیم، که رحمت حق گرچه واسع است و همه را در برگرفته و قریب هم مى ‏باشد، امّا واصل نیست.

در آیه: «لا تُفْسِدُوا فِى الْارْضِ بَعْدَ اصْلاحِها وَ ادْعُوهُ خَوْفاً وَ طَمَعاً انَّ رَحْمَةَ اللَّهِ قَرِیبٌ مِنَ الْمُحْسِنِینَ»، خوف و طمع و ترکیب این دو، با چه چیزى تحقق پیدا مى‏ کند؟

«انَّما یَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِینَ» را هم داریم؛ یعنى خدا از متقین قبول مى‏ کند. قبولى مال آنهاست. محسنین هم که به رحمت حق نزدیک ‏اند.

در آیه دیگرى هم آمده است: «أَمْ حَسِبْتُمْ أَنْ تَدْخُلُواْ الْجَنَّةَ وَ لَمّا یَأْتِکُمْ مَثَلُ الَّذینَ خَلَواْ مِنْ قَبْلِکُمْ مَسَّتْهُمُ الْبَأْساءُ وَ الضَّرّاءُ وَ زُلْزِلُوا حَتّى‏ یَقُولَ الرَّسُولُ وَ الَّذینَ آمَنُوا مَعَهُ مَتى‏ نَصْرُ اللَّهِ أَلا انَّ نَصْرَ اللَّهِ قَرِیبٌ»؛ یعنى خیال مى ‏کنید که شما داخل بهشت مى‏ شوید و به راحتى مى ‏رسید، در حالى که هنوز آنچه بر گذشتگان رفته، بر شما جارى نشده است.

داستان آنها چه بود؟ «مَسَّتْهُمُ الْبَأْساءُ وَ الضَّرّاءُ»؛ گرفتارى ‏ها و سختى ‏ها آنها را مى‏ گرفت، به حدى که: «وَ زُلْزِلُوا حَتّى‏ یَقُولَ الرَّسُولُ وَ الَّذینَ آمَنُوا مَعَهُ»؛ رسول و مؤمنین همراه او مى‏ گفتند: «مَتى‏ نَصْرُ اللَّهِ»؛ حرکت مى‏ کردند و دنبال نصر خدا بودند. تازه بعد از زلزله ‏ها و طلب‏ ها و حرکت‏ ها در جستجوى نصر خدا بودند.

به آنها خطاب مى ‏شود: «الا انَّ نَصْرَ اللَّهِ قَریبٌ». نمى ‏گوید پیروزى واصل شده، که نزدیک است؛ یعنى زیر و رو شدن‏ ها، زلزله ‏ها، فراز و نشیب ‏ها، همه اینها، براى وصال به نصر کافى نیست، که مرحله دیگرى را هم مى‏ خواهد. بعد از طلب، اقدام‏ مى ‏خواهد تا واصل‏ شود.

پس رحمت حق حتى به محسنین نزدیک است و وصال آن، یک گام بالاترى را مى‏ خواهد، که آن‏ اخبات‏ است. و در سوره حج هم آمده است: «بَشِّرِ الْمُخْبِتِینَ».

البته حدى از بشارت، براى مؤمنین هم وجود دارد: «بَشِّرِ الْمُؤْمِنِینَ»؛ چون بشارت گاهى به‏ امکان نصر، گاهى به‏ قرب نصر و گاهى هم به‏ وصال نصر است. اینها با یکدیگر متفاوتند؛ چنان که‏ امکان رحمت‏ و قرب رحمت‏ و وصول رحمت‏ با یکدیگر تفاوت دارند.

بشارت به دیگران، بشارت به اسلام، بشارت به ایمان، بشارت به تقوا، بشارت حتى به بعثت، بشارت به‏ قرب‏ است، نه بشارت به‏ وصل‏. «وَ بَشِّرِ الْمُخْبِتینَ»، بشارتى بالاتر است.


📚 اخبات / عین.صاد / ص 16 تا 18
ســـــر باز ۱۳ نظر ۶ لایک

102- اخبات(3)

مقدمه 2: خوف و رجاء

آنچه گذشت:

همه ی ما از هیچ گناهی دور نیستیم. ؛ هر چند آن گناه به نظر ما دور و سنگین باشد. اگر این معنا را از خود دور ندیدیم، این سؤال مطرح مى ‏شود که پس چه چیزى به ما استقامت مى‏ دهد؟

ادامه:

در دعا مى ‏خوانیم: «وَسِعَتْ رَحْمَتُهُ کُلَّ شَىْ‏ءٍ»؛ عشق او همه هستى را در برگرفته تا آنجا که: «سَبَقَتْ رَحْمَتُهُ غَضَبَهُ»؛ اگر کسى را مى ‏زند و بر کسى مى ‏شورد، به خاطر عشق و دوستى ‏اش، این کار را مى‏ کند. به خاطر عشقش، به او فشار مى‏ آورد و حتى به خاطر عشقش، او را عذاب مى ‏کند. از روى عشق، غضب مى ‏کند؛ یعنى عاشقِ مهربان است و حتى تجلّىِ عذاب، تجلّىِ رحمت اوست.

اگر این نکته را تصوّر کردیم، اگر محبت و مهربانى و وسعت رحمت حق را تا این حد باور کردیم، حال این آیه را چطور مى ‏فهمیم و معنا مى ‏کنیم؟! که:

«انَّ رَحْمَةَ اللَّهِ قَرِیبٌ مِنَ الْمُحْسِنِینَ»؛ رحمت حق به محسنین- کسانى که تا حد احسان(بالاتر از اسلام و ایمان و تقوا) پیش آمده ‏اند- نزدیک است.


محسن در اصطلاح و سیر واژه‏ شناسى قرآن یا مراحل تحولِ فلاح و رویشى که قرآن از آن حکایت مى‏ کند، به کسى مى‏ گویند که کار خوب را به خوبى انجام مى ‏دهد و طاعت را با حُسن و زیبایى و روش خوب همراه مى ‏کند. محسن هم حُسن را مى‏ آورد و هم حُسن را با حُسن و خوبى همراه مى ‏کند.

گاهى انسان اطعامى مى ‏کند، ولى با شتاب و سرسرى آن را انجام مى‏ دهد و گاهى هم براى محبوب خود، بر سر سفره شمعى مى ‏گذارد و روبانى مى ‏بندد و فضایی[رومانتیک] ایجاد مى ‏کند.

در این سیر قرآنى، خداوند مى‏ فرماید: رحمت او به محسنین نزدیک و قریب است نه واصل. از وصال رحمت گفتگو نمى ‏کند، که از قرب رحمت‏ مى‏ گوید و این به این معناست که حتى با رحمت واسعه حق، با رحمتى که به ما نزدیک است- مایى که در حد احسان و بالاتر از اسلام و ایمان و تقوا ایستاده‏ ایم- می توانیم محروم بمانیم.


با توجه به این نکته، خواه ناخواه حالتى از خوف و رجاء در آدمى شکل مى ‏گیرد؛

خوفِ دورى از رحمت حق، خوف از اینکه از هیچ گناهى دور نیست و لو در فرض اطاعت و احسان

و رجاء به رحمت حق و امید مزد و پاداش و لو در فرض تفریط و عصیان‏(امام سجاد در دعاى 45 صحیفه سجادیّه می فرماید:« أَللَّهُمَّ اجُرْنا عَلى‏ ما أَصابَنا فیهِ مِنَ التَّفْریطِ» خدایا! تو حتى بر کوتاهى‏ هاى ما پاداش بده.)


با این توضیح،رحمت حق به محسن نزدیک است، نه واصل، پس چه امیدى براى ما باقى مى‏ ماند؟ براى مایى که هیچ فاصله‏ اى از اینکه با دست‏هاى خود على (ع) را تکه تکه کنیم، نداریم. اینها را شوخى نگیریم! که هنوز گرو نرفته ‏ایم و گیر نکرده‏ ایم.

آیا خیال مى‏ کنى قتل ابا عبداللَّه کار مشکلى است؟ من شخصیتم را دوست دارم، عنوانم را دوست دارم، پرستیژم را دوست دارم، رفتارم را دوست دارم. این نیاز و احتیاج، اگر مورد علاقه ی من شد و مزیّن هم شد(زُیّنَ لِلنَّاسِ حُبُّ الشَّهَوات‏)، به این نتیجه مى ‏رسم که باید این کار حتماً انجام شود. 

وقتى شهوت و نیاز، تبدیل به حبّ و محبت، تبدیل به یک نوع جنبه عقلانى و ذهنى شد، که تو باید این طور رفتار کنى و باید این گونه باشى، دیگر احتمال خلاف نمى‏ دهى و ثنویتى هم که ممکن است در درون تو تزاحم ایجاد کند و جهاد و مبارزه و درگیرى و اصطکاکى به وجود آورد، همه ‏اش به یک هماهنگى کلى و یک سازمان یافتگى و یک جهت شدن مبدّل مى ‏شود، که تو جز این چاره ‏اى ندارى.

عقل، تجربه، توهّم، تخیّل، تفکّر، تأمّل، مشورت و قلب و شهوت تو، همه به یک نتیجه مى‏ رسند، که حسین را بکشى. آیا خیال مى‏ کنید بعد از این انسان مى‏ ایستد یا براى کشتن او از هر وسیله ممکن استفاده مى‏ کند؟!

این نکته که آدم‏ هاى بد تاریخ یا آدم‏هاى بد موجود امروز را، خیلى بد مى‏ بینیم و مى‏ گوییم خدا لعنتشان کند، به خاطر این است که خودمان را در آن فضاء و در آن محیط حس نمى‏ کنیم، در حالى که هر کدام فرعونى هستیم، فقط مصرهاى ما کوچک و بزرگ شده است.

این وضعیت ماست. پس با خوفى که در اینجا مى ‏آید، چه چیزى براى ما باقى مى ‏ماند؟ به چه چیزى رجاء و امید داشته باشیم؟ به رحمت حق؟! که حتى به محسن قریب است، نه واصل!


📚 اخبات/ علی صفایی حائری/ ص 11 تا 15(با تلخیص)

ســـــر باز ۱۲ نظر ۷ لایک

101- اخبات(2)

مقدمه1: از هیچ گناهی دور نیستیم


اگر روزى به ما بگویند آیا حاضرى نبى ‏یا امامی را بکشى؟ جواب ما منفى است و حتى از این سؤال، وحشت هم مى ‏کنیم.

حقیقت این است که انسان از هیچ یک از ذنوب و سیئات و گرفتارى ‏ها دور نیست؛ گرفتارى ‏هایى که اساساً از شک و شرک و نفاق شروع مى‏ شود و تا کفر و انواع دیگر فجور و گرفتارى‏ هایى که به قلب ما، به خیال ما، به وهم ما و به تفکرات و تأملات ما و به سایر اعضاء و جوارح ما؛ در بطن و فرج و سمع و بصر و دست و پا و ... برمى‏ گردد. آدمى با هیچ یک از اینها فاصله‏ اى ندارد.

اگر بگویند آیا حاضرى حلقوم على اصغر ابا عبداللَّه الحسین (ع) را بِبُرى؟ آیا مى‏ توانى حسین فاطمه (س) را تکّه تکّه کنى و فرق على (ع) را بشکافى؟ مى ‏گوییم خیر! تمام جواب‏ ها منفى است و خودمان را از این اعمال بسیار دور مى ‏بینیم.


احساس مى ‏کنیم که این گناهان، گناهان ما نیست و بین ما و آنها، حائل ‏ها و واسطه ‏هاى زیادى وجود دارد.

اعتقادم این است که ما هنوز در فضاى این گناهان قرار نگرفته ‏ایم. هنوز مجبور نشده ‏ایم که به خاطر محبوب ‏هامان دست به هرکارى بزنیم، در حالى که همه فرعونیم، فقط مصرهاى ما کوچک و بزرگ مى‏ شود. من در محدوده خانه ‏ام، مادر و پدرم، فرزند و عیالم، فرعونى هستم و «أَنَا رَبُّکُمُ الاعْلى‏» را در آن حد دارم و در این زمینه قدم برمى‏ دارم.

گاهى که با چند نفر همراه مى‏ شوم، تفرعن مى ‏کنم و زیر بار نمى‏ روم و جبروت و کبریا و خودخواهى ‏هایم در آن مرحله، ظهور و بروز مى‏ کند.

و گاهى هم این اتفاقات و این حالت‏ها در محیط کارم متجلّى مى‏ شود.


ما باید این حالت را براى خود تصور کنیم که ممکن است در همین مجلس، شرایط طورى شود که تصمیم بگیریم ولىّ خدا را تکه تکه کنیم.

واقعیت امر این است که شاید بُغض‏ها آن چنان بالا رود، حسادت‏ ها آن چنان تحریک شود که به خاطر اینکه کم نیاوریم، به خاطر اینکه افت نکنیم، به خاطر اینکه ذلیل نشویم، همه عزیزان حق را ذلیل مى‏ کنیم تا آنچه را که به آن وابسته‏ ایم از بین نرود؛ مثل همان حرفى که هارون الرشید به پسرش گفت.

در تاریخ آمده است وقتى به هارون گفتند که اینها پسر عمو هاى تو هستند، بستگان تو هستند، پس چطور آنها را تکه تکه مى‏ کنى؟! او به پسرش گفت تویى که فرزندم هستى و از چشمم عزیزتر، اگر روزى ببینم در آنچه من دارم طمع کرده‏ اى، چشم‏ هاى تو را هم در خواهم آورد.

اگر این معنا را از خود دور ندیدیم، این سؤال مطرح مى ‏شود که پس چه چیزى ما را سر پا نگاه مى‏ دارد و به ما استقامت مى ‏دهد؟!

📚 اخبات/ عین.صاد / ص 8 تا 10(با تلخیص)


کلیپ صوتی «از هیچ گناهی دور نیستیم» / عین.صاد ؛

 
ســـــر باز ۲۴ نظر ۹ لایک

92- تنهایی

تنهایى براى آن‏هایى وحشت زاست که در راه نیستند. 

آن‏ها که بر روى مرز راه رفته ‏اند و با قانون‏ هاى حاکم بر هستى هماهنگ ‏اند از تنهایى نمى ‏ترسند.

آن‏ها که در راهند و در مسیر اطاعت هستند، با اللَّه همراهند(1) و از حمایت او برخوردار. و کسى که با او شد و او را یافت، چیزى از دست نداده و کم ندارد.(2)

--------------------

(1)- انَّ اللَّه مَعَ الَّذینَ اتَقَوا.( نحل، 128) مَنْ کانَ للَّه‏ کانَ اللَّهُ لَه ...(بحار، ج 82، ص 319)

(2)- ماذا فَقَدَ مَنْ وَجَدَک وَ ماذا وَجَد مَنْ فَقَدَک...(مفاتیح الجنان، دعاى عرفه)


📚 مسئولیت و سازندگى/ عین صاد، ص: 323

ســـــر باز ۵ نظر ۶ لایک

90- خیانت

امروز خیلی تلخ بود. کمتر روزی پیش میاد کسی اینجوری ناراحتم کنه. اول خواستم از اتفاقات امروز تعریف کنم بعد دیدم بهتره از نتیجه امروز بگم. توضیحش هم باشه با استاد عین صاد:

 

قسمتی از صوت: در حدیث آمده که عشق خدا در دلی بارور نمی شود مگر اینکه هر کس هر چقدر از دنیا خورد، تو باکت نشود. 

تو دنیا را یا مسئولیت می دانی یا نکبت. اگر مسئولیت دانستی، هر امکانی به دستت آمد باید آن را خرج کنی. اگر اینگونه نباشی خائن هستی و امین امانت نبوده ای.


پ.ن: اگر دستی در ادبیات داشتم میم مالکیت را حذف می کردم تا بعضی ها معنی انا لله را بفهمند و نگویند: علمم، عمرم، زحمتم، وقتم، کتابم، پمفلتم، سی دی ام، جزوه ام، طراحی ام، X ام، Y ام، Z ام...نامرد هر چی توی دفتر کار بود رو برد :"(

ســـــر باز ۵ نظر ۹ لایک

83- خاصیت بلا


خاصیت بلا را بشنوید از زبان استاد علی صفایی حائری( دانلود ):
+ بلا همیشه که بد نیست راستی دیدی
تو آن بلای قشنگی که آمدی به سرم!
#مهدی_فرجی
ســـــر باز ۶ نظر ۸ لایک

81- از خدا خواستن

وقتی چیزی را از خدا می خواهی
از خدایی که قول داده خواسته هایمان را اجابت کند
خدایی که خودش گفته: أُدْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکمْ
و در جای دیگر: وَإِذَا سَأَلَکَ عِبَادِی عَنِّی فَإِنِّی قَرِیبٌ أُجِیبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ
وقتی از خدای غنی رحمان خواستی، دیگر یک لحظه -حتی یک ثانیه- خیال ندادن هم به سرت نمی آید.
حالا چرا از خدا -فقط از خدا- بخواهیم:
چون دیگران فقیرند، محدودند، آزاد نیستند، رحمان نیستند؛ منت می گذارند و می دهند تا بگیرند. 
دیگران بر فرض دلسوزی و مهربانی، فقط امروز ما را می بینند و ظاهربین اند.
ولی خدایی که محدود نیست، بهتر می داند فرداها و بی نهایتمان را و تمام ابعاد وجودمان را.
برای خدایی که در مقام دادن است، به قول استاد صفایی ندادن سخت تر از دادن است؛
+ دانلود صوت
ســـــر باز ۴ نظر ۴ لایک

78- اینگونه می رسیم


وقتی به تو نزدیک شدم که
از خودم و دیگران نا امید شدم.
وقتی به تو خواهم رسید که...
استاد علی صفایی حائری ( دانلود ):
پ.ن: چون کلیپ رو خودم درست کردم علاوه بر نظرات محتوایی، ممنون میشم که درباره جنبه فنی اش هم نظر بدهید.
ســـــر باز ۱۲ نظر ۶ لایک

71- غم و شادی

 نگاهی عمیق به غم و شادی زندگی از استاد علی صفایی حائری؛


این هم دو سخنرانی از استاد معماریان(شاگرد استاد صفایی) درباره غم و شادی:
قسمت اول        قسمت دوم
ســـــر باز ۳ نظر ۷ لایک
کلمات کلیدی
آخرین مطالب
196- رنج ها
195- سالگرد
194- حمایت از کالای ایرانی
193- تولد امید
هشت سؤال(پست ثابت)
192 - دو سال گذشت!
191- تا هفتاد بار
190- ارزش هدف
189- شاید همین فردا
188- چای روضه
محبوب ترین مطالب
هشت سؤال(پست ثابت)
143- و عین، حرف اول عشق است؛ آنجا که نام بزرگ تو آغاز می شود
66- خدای حسین و اسماعیل
67- اتمام حجتی برای دختران
53- دست های بسته
57- اعتماد کنیم
61- خوبی های بد
55- قلق
177- احسن الحال یعنی؟
127- تغذیه روزه داری(تدابیر شروع افطار)
پربیننده ترین مطالب
55- قلق
52- دنیا لحظه ای بیش نیست
هشت سؤال(پست ثابت)
49- به دنبال مقصر
105- اخبات(6)
135- خریت
65- یک سوال
50- کشکول
67- اتمام حجتی برای دختران
126- تغذیه روزه داری(تدابیر سحر)
مطالب پر بحث تر
هشت سؤال(پست ثابت)
57- اعتماد کنیم
65- یک سوال
50- کشکول
101- اخبات(2)
94- من تا ما
58- دفتر خاطرات
55- قلق
2- اعتماد
49- به دنبال مقصر
نویسندگان
ســـــر باز ( 195 )
H. Clean ( 5 )
پیوند ها
عین.صاد(استاد علی صفایی حائری)
پاک نوشته
استرجاع
میم.عین
عین.لام
فداک
فانوس
طراح قالب : عرفـــ ـــان