💕 اِخبات 💕

وَ بَشِّـــــرِ اَلْمُخْبِتِیــــــن...

113- مقصر؟

بهنام تو قضیه منو میدونی فک کنم ک کیو میخواستم

خانواده من مدام بهانه میاوردن

ک راش دوره.کار نداری و اینا

الان من روز نیست خدا میدونه روزی نیست ک مدام استرسشو نداشته باشم

ک کجاس چ میکنه

زندگیشو نابود کردم بعدشم هیچی

اینا باعث شد من هر روز بمیرم و زنده بشم

شاید حرفش ساده باشه ولی واقعا غیر قابل تحمله این زندگیم

من حتی میترسم بلایی سر خودش بیاره

هر روز تلگرامشو نگا میکنم ببینم آن میشه یا نه

اگه یه روز آن نشه شبش خواب ندارم دیگه


پ.ن: براش دعا کنید

ســـــر باز ۴ لایک

نظرات  (۱۷)

نرگس ...
سلام.

به نظر من در مرحله ی اول مقصر هر دوشون هستن که وارد این رابطه شدن..
اما وقتی آقا پسر می دونسته که قراره خانواده ش بهانه بیارن یا هر دلیل دیگه ای که باعثِ نرسیدن میشه, نباید بحث ازدواج رو مطرح میکرده. اگر هم نمی دونسته که کار بی جایی کرده. که قبل از مشورت با خانواده قضیه ی ازدواج رو با دختر خانم مطرح کرده...

سلام

ممنون بابت نظرتون

نظر سرگشته در جواب آبجی خانوم رو بخونید

....مسعود ....
با عرض سلام 
لطفا شما هم در وبلاگ بنده نظر بدهید 
امیر ...
متاسفانه این مسیری هست که همه هم میدونن از ریشه غلطه ولی باز هم میریم و در انتها این جربانات پیش میاد ...
غلط بودنش به خاطر اینه که از همون اول دو نفر بدون در نظر گرفتن جوانب امر به هم شدیدا وابسته میشن و بعد به فکر حل کردن جوانب میفتن ...
یا از اول باید قید همه چیو باید زد یا فکر اینجاهاشو باید بکنن ...
موضوع گاهی خیلی پیچیده تر از یه راه دور میشه ... مثلا والدین گیر میدن اینا اینجورن یا اونجورن ...
ا

بله

به قول استاد صفایی، نرو که شهید بشی، شهید شو و برو
باید تمام راه رو دید و رفت
این اصل قضیه اس ولی خب باز هر جای مسیر هم باشیم، میتونیم بهترین موضع گیری رو داشته باشیم

دور همی
دعا میکنم...

خب شما که روانشناس هستید، علاوه بر دعا، راهکار هم بدین ممنون میشم

Samira ..
در جواب سرگشته و...باقی دوستان که گفتن دخترا گتنفر میشن میخوام بگم اینطور نیست..شاید به ظاهر بگن متنفرن اما اینجوری نیست من اینو دیدم تو اطرافیان..
اونیم که ازدواج میکنه کارش با خودکشی فرق نداره..میخواد فرار کنه با درگیر کردن خودش توسط یه نفر دیگه میخواد فکر نکنه و این احمقانه ترین راه میشه تنها راهی که براش مونده..
دخترا متنفرنمیشن دخترا عشق و دلشونو تو خودشون میکشن...
واین خیلی سخته...
یه مرده متحرک...
راهکار...ندارم:)نمیدونم چی بگم حتی 

من برعکس این رو دیدم و این یعنی حرفاتون قابل تعمیم نیستند...دوستان هم تعمیم ندادند و به طور عمومی بحث کردند.

به دوستمم گفتم کسی که به خدا اعتماد و توکل داشته باشه هیچ نگرانی از آینده نداره...
و 

در حضور خدا هر چیزی جبران دارد (عین صاد)

صبا مهدوی
با حرف عارفه موافقم..

خوب کاری کردید پست زدید..حتما کمکشون کنید..خدا خیرتون بده..

اما برای ادامه راه اولویت ایشون استقلال مالی از خانواده هست که اگر خواستن برای ازدواج اقدام کنند بتونند حرفشون را به کرسی بنشونند و خانواده هم اگر این همت و توانایی را در ایشون ببینه کوتاه می آد..خانواده وظیفه داره به فرزند کمک کنه تا بتونه بار مسئولیت زندگی را به دوش بگیره و اگر خانواده به اندازه کافی حامی نبود نمیشه دست روی دست گذاشت..

الان مشکل این چیزا نیست...

این دوستم فعلا اصلا به فکر ازدواج نیست...
فقط منتظره که دختره ازدواج کنه تا خیالش راحت بشه

+ صرفا جهت اطلاع: استقلال مالی به این راحتی ها که فکر می کنید نیست...با حقوق حدود 1 میلیون چند سال باید کار کرد تا مستقل شد؟!!!

سروش الف
من نفهمیدم !
عارفه (بانوی دی ماه)
البته یک موضوعی هم هست 
درمورد اینوه نوع آشنایی و ارتباط افراد آینده اون رابطه رو مشخص می کنه  .
مثلا دوستتون چجور با اون خانم آشنا شدند؟

هم کلاسی

ما شیعه ها
سلام من اول مطلب رو نخوندم
یعنی فقط تیترش رو دیدم...
چون تعداد مطالب خیلی زیاد بود خواستم تشکری کنم و عبور کنم تا سر فرصت مطالعه کنم....
اما بنظرم اصلا کار شما درست نیست...
هرکس خودش مسئول سرنوشت خودشه...
مطمئنا خیر و صلاح نبوده پس نگرانی های شما بی مورده...
بهتره دیگه بهش فکر نکنید و توکلتون به خدا باشه
یاعلی

سلام

من احساس مسئولیت کردم در برابر سوختن یک انسان...نمیتونم بی تفاوت باشم...و سعی می کنم مرهمی بر دردش بگذارم هر چند کوچک

ما شیعه ها
بسیار عالی
متشکرم
دختر مسلمان
سلام
چه تلخ...

سلام

همین؟

سر گشته
سلام

بهش بگید با هم صحبت کنند و با توجه به شرایط خودشون خیلی عاقلانه به مرور زمان ارتباط شون رو محدود کنند تا زیاد بهشون فشار نیاد. خود ارتباط و صحبت کردن و ... باعث میشه فشار روحی مضاعف بشه.
در مورد پیوندی که آبجی خانم هم گذاشتن با شما موافقم. کلیت جوابش خیلی مزخرف بود یعنی مشخص بود طرف درکی از شرایط نداره اما یک سری حرفهاش هم درست بود و بالاخره باید چاره ای کرد برای این وضعیت و نمیشه بی خیال نشست. اگه مدرک داره دانشگاه رو دیگه ول کنه و سفت و سخت به فکر سربازی و کار باشه تا بتونه یه جایی رو اجاره یا رهن کنه و توکل به خدا.. بعدا هم میشه ادامه تحصیل داد.

حرف خانم عارفه درسته.. دخترها یه خودخواهی درونشون هست و بعد از چند وقت اگر بهشون بی توجهی بشه یا احساس کنند داره بی توجهی میشه از طرف متنفر میشن.. (مشخصه که داریم به صورت عمومی صحبت می کنیم وگرنه استثناء هم هست.) اما در مورد پسرها مسئله خیلی متفاوته طرف حتما تا مدتها و گاهی چندین سال نمیتونه تعلق خاطرش به اون دختر رو کنار بذاره.. مدام تحت فشار روحی و روانی هست. همین که خودش گفته اگر یک روز آن نشه من خواب ندارم و ... هم نشون دهنده ی این وضعیت هست. تو بعضی از موارد استثناء هم که پسر بعد از اون دختر دیگه اصلا ازدواج نمی کنه و مجرد میمونه و ... . این مسائل برای دوست تون خطرناک هست و باید از همین الان قبل از این که بیشتر دلبسته بشن ارتباط شون رو محدود و محدود تر کنند. به مرور هم باشه بهتره. ارتباط مستقیم تاثیرش خیلی بیشتر از غیر مستقیم هست. مثلا چت کردن خیلی تاثیر بیشتری نسبت به پیامک دادن داره.

ببخشید پرحرفی کردم
خدا به همه جوونها کمک کنه

سلام

تک تک جملاتتون رو تصدیق می کنم...

+رابطه ندارند دیگه

عارفه (بانوی دی ماه)
بار اول نیست همچین چیزی می شنوم ..
دراغلب مواردی که دیدم دختره یه مدت توخودش بوده یه مدت شب بیداری داشته بعدم به حدی ازطرف متنفرشده سریع ازدواج کرده   ...متاسفم

بله..دقیقا اینو دیدم...دختره رفت و خوشبخت شد و بیچاره پسره :(

آبجی خانوم
ولی بنظرم (یعنی از نگاه و تجربه دخترانه خودم) خیلی جواب منطقی ای بود

ضمن اینکه با توجه به جوابی که به خانم خوشبخت دادید به نظرم باز برای دوستتون هم کاملا صدق میکنه

خب حق دارید..پسر نیستید که بفهمید ما در این جامعه ی سنتی، گاهی از دخترها هم محدودتریم

و در نتیجه جوابی که دادن خیلی مسخره بود

خانم خوشبخت خانم خوشبخت
چی شده؟
یعنی دختره رو عاشق کرده، بعد خانوادش نذاشتن به هم برسن! حالا نگرانه که دختره از غصه خودشو بکشه؟؟؟؟؟؟؟؟

بله

حالا چاره چیست؟

چشم به راهم ...
عجب...
تقصیر منِ جوونه؟ یا خانواده م؟
واقعا سوالی که نمیشه درست حسابی جوابش داد!!!

چشم هایت، دل من، کار خدا یا قسمت؟؟!!

و در این قائله تشخیص مقصر سخت است

آبجی خانوم
یاد این مطلب افتادم

http://hosseinalemi.blogfa.com/post/779

خوندم...

جواب مزخرفی داده بود بهش

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
کلمات کلیدی
آخرین مطالب
194- حمایت از کالای ایرانی
193- تولد امید
هشت سؤال(پست ثابت)
192 - دو سال گذشت!
191- تا هفتاد بار
190- ارزش هدف
189- شاید همین فردا
188- چای روضه
187- رنج
186- حتی به خودت
محبوب ترین مطالب
هشت سؤال(پست ثابت)
66- خدای حسین و اسماعیل
143- و عین، حرف اول عشق است؛ آنجا که نام بزرگ تو آغاز می شود
67- اتمام حجتی برای دختران
53- دست های بسته
55- قلق
177- احسن الحال یعنی؟
49- به دنبال مقصر
127- تغذیه روزه داری(تدابیر شروع افطار)
57- اعتماد کنیم
پربیننده ترین مطالب
55- قلق
52- دنیا لحظه ای بیش نیست
هشت سؤال(پست ثابت)
49- به دنبال مقصر
105- اخبات(6)
135- خریت
65- یک سوال
50- کشکول
126- تغذیه روزه داری(تدابیر سحر)
67- اتمام حجتی برای دختران
مطالب پر بحث تر
هشت سؤال(پست ثابت)
57- اعتماد کنیم
65- یک سوال
50- کشکول
101- اخبات(2)
58- دفتر خاطرات
94- من تا ما
55- قلق
49- به دنبال مقصر
2- اعتماد
نویسندگان
ســـــر باز ( 193 )
H. Clean ( 5 )
پیوند ها
عین.صاد(استاد علی صفایی حائری)
پاک نوشته
استرجاع
میم.عین
عین.لام
فداک
فانوس
طراح قالب : عرفـــ ـــان