💕 اِخبات 💕

وَ بَشِّـــــرِ اَلْمُخْبِتِیــــــن...

104- اخبات(5)

وصال رحمت حق، منوط به اخبات


ما اگر مُسلم باشیم، مؤمن و متقى باشیم؛ یعنى فاعل همه احکام و تارک همه محرمات و در نهایت محسن باشیم، با این همه، قرب به رحمت حق تحقق پیدا مى ‏کند، نه وصال به رحمت؛ که وصال، اخبات‏ مى‏ خواهد و مخبت از محسن بالاتر است.

ادعاى امشب من، بر خلاف همه ادعاهایى که تا به حال شنیده ‏اید که با طاعت، قرب حاصل مى‏ شود، این است که نه طاعت و نه عصیان، بلکه‏ انکسار، مقرِّب است. و غرورِ طاعت‏ و غرورِ حالت‏، دور کننده و مُبَعِّد است.

وصال رحمت، منوط به اخبات، به خشیت و به خضوع است.

این ادعاى من است. خیال نکنیم اگر طاعتى کردیم و گامى برداشتیم و توجهى پیدا کردیم، واصل شده‏ ایم و رسیده‏ ایم. باید این وَهْم را از خود دور کنیم. چه بسا بعد از سال‏هاى سال فعالیت و زحمت، در جایى بنشینیم که همانجا آبگیر است و در جایى بایستیم که همانجا متزلزل است.

انسان مى‏ بیند به رغم آنچه فرموده ‏اند چه بکن تا واصل شوى، حرکت‏ هایى کرده و فعالیت‏ هایى داشته و ریاضت‏ هایى کشیده، ولى این نفسِ گرفتار را، بیشتر گرفتار کرده است. مى‏ خواسته که بدوزد، اما به وضعیتى رسیده که خودِ دوختن و اصلاح کردن، مضرّ بوده است؛ درست مثل لباس بید خورده ‏اى که هر چه بیشتر آن را بدوزى، پاره ‏تر مى ‏شود.

پس چه کنیم؟ چون این مخبتین هستند که قرب حق به آنان واصل مى ‏گردد.


ما با مکتبى روبرو هستیم که از تفریط، امید مزد و پاداش دارد و از طاعت‏ هاى چند هزار ساله، انتظار هبوط و رجم.

با این تحلیل، خیلى از چیزها به هم مى ‏خورد. خیلى از چیزهایى که بزرگان اخلاق در مسائل سلوک فرموده‏ اند، به آن سفتى و زُمختى نیست.

مسائل شکل جدیدى مى‏ گیرد و وضعیت دیگرى مى‏ طلبد؛ که از تو، نه طاعت‏ و نه عصیان‏، که انکسار و شکستگى مى‏ خرند. و خدا در دل‏ هاى شکسته جاى دارد: «انَّ اللَّهَ عِنْدَ المُنْکَسِرةِ قُلُوبُهُم». خدا آنها را در حضور خود دارد. پس باید این انکسار و استغاثه و به تعبیر دیگر، این اخبات‏ تحقق پیدا کند.


📚 اخبات، علی صفایی حائری/ ص 44 تا 47(با تلخیص)


پست بعد: مفهوم اخبات

ســـــر باز ۷ لایک

نظرات  (۸)

زبورِ دل
خدایا! برسان ما را به خودت

خدایا این راه به تو رسیدن، راهی نیست که ما با پای خودمان بیاییم

با پای تو، تا تو باید قدم برداشت

دچــ ــــار
هر چی هست من داشتم:)


حال و مقام فرقشون چیه مگه ؟
اصلن معنیشون چیه؟!

:)


http://www.adyannet.com/news/14883

.. مَروه ..
عجب..خیلی جالبه...
دلم میخواد چندبار دیگه هم بخونم پست رو با نظراتش.

اون حالت نق رو میگن تضرع...
پس این همون مضطر بودنه؟

وای خدایا چقدر جاهل و مغروریم..

اینطور که از خدا شناختم نابودکننده ترین خصلتها غرور در مقابل خداست


خدا همه ی ما رو عاقبت به خیر کنه و بر کفر و جهل و ضعف ما رحم کنه

Nasim dew
عجب متنتون سنگینه 
رو تک تک کلماتش باید فکر کرد

متن کتاب اخبات استاد صفایی بود...

واقعا هم همینطوره که ارزش داره روی تک تک کلماتش فکر کرد

سرباز جامانده
لطف دارید .درواقع شما این بحثو مدیون دیر فهمی بنده هستید. ببخشید یه سوال دیگه.گاهی لذت گناه به شرمندگی غلبه میکنه و موجب میشه اون عملو انجام بده .این یعنی هنوز به اخبات و انکسار قلبی واقعی نرسیده؟

دیرفهمی نیست، خب مطلب تازگی داره و یه مقدار سنگینه. طبیعیه.


بله درسته به انکسار نرسیده.. حتی ممکنه انجام هم نده، ولی باز اون شیرینی ته دلش مونده، ته دلش میگه بدم نشد فلان چیزم تجربه کردیم! و در کل اینکه اون شکستگی ایجاد نشده

سرباز جامانده
یعنی خودمون از گناهی که کردیم ب شدت پشیمون باشیم و دلمون نخواد انجامش بدیم؟

خیلی خیلی خیلی ممنون که مطلب رو به بحث می کشید و نقد می کنید. شما یه مخاطب واقعی هستید.


روایتى علت انتخاب موسى[به پیامبری] را ذلت باطنى و انکسار قلبى[اخبات] او مى ‏داند(علل‏ الشرایع ج 1 ص 55)، با این انکسار و ذلت در کنار کلام حق تو به غرور نمى‏ رسى و سرکشى نمى‏ کنى؛ که: «لا تحدث لى عزا ...».

غرور قدرت‏ها و عزت‏ها کم نیست باید به خضوع و خشوعى رسید که عنایت‏هاى عظیم ما را به سرکشى و غرور نکشاند؛ که در روایت است یکى دو شب بنده ‏ام را بیدار مى ‏کنم با من به مناجات مى ‏نشیند و در عشق من شور بر مى‏ دارد تا آن‏جا که خیال مى ‏کند به جایى رسیده و به قرب من راه یافته در اینجا با خواب او را مى‏ نوازم و او صبح از خواب بلند مى ‏شود در حالى که از خودش ناراحت است و بر خودش غضبناک است او حالا که از خودش فاصله گرفته به من نزدیک شده است و من به درمان بنده‏ هاى عاشقم آگاه‏ترم.


آن‏جا که حساب ما صفر شد و فهمیدیم که هیچ نداریم آن وقت بر ما مى‏ ریزند و حساب ما را سرشار مى‏ کنند. این گونه با خضوع و انکسار و شکستگی، صعود مى ‏کنیم. در حقیقت روح طاعت همین انکسار و ذلت است آن جا که با اطاعت مغرور شوى محرومت مى ‏کنند و آنجا که در گناه، دل شکسته و شرمنده شوى، و ذلیل و منکسر، سر در گریبان کنى، بر تو مى ‏بخشند و پاداش هم برایت مى‏ گذارند؛ که: «سیئة تسوءک خیرٌ من حسنة تسرُّک»؛[2] گناهى‏ که تو را دل‏زده و خسته کند بهتر است از اطاعتى که خوشحال و مغرور نماید. مزدها به اندازه انکسارها و شکسته دلى‏ هاست.[3] به اندازه ذلت باطنى و فقر و خضوع توست.



[1] ( 1)- علل‏الشرایع ج 1 ص 55

[2] ( 1) نهج البلاغه‏ى صبحى صالح، ح 46

[3] ( 2) صحیفه‏ى سجادیه، دعاى وداع ماه رمضان، دعاى 45


نظام اخلاقى اسلام، استاد علی صفایی حائری، ص 87

سرباز جامانده
:-/ شکستن چی؟

اگر بچه شما هنگام شستن قورى، آن را بشکند و در جواب شما که مى ‏پرسى: قورى کو؟ با قدرت جواب دهد که شکستم! و هنگامى که مى‏ گویى چرا شکستى؟ مى‏گوید: خب، دیگر شکست! در این صورت او را رها نمى ‏کنى و بر او سخت مى ‏گیرى.

ولى اگر ببینى که با شکستن قورى، همه وجود او شکسته است و نمى‏ تواند سرش را بلند کند؛ یعنى تفریط کرده، ولى احساس شکستگى و شرمندگى مى‏ کند، تو با او چه مى ‏کنى؟ تنبیه براى این است که او بشکند. تندى براى این است که بفهمد بدى کرده است، ولى وقتى که او خود شکسته است، حتى به او پاداش هم مى ‏دهى و از او دلجویى هم مى ‏کنى و به او مى ‏گویى عیبى ندارد.

در دعاى حضرت سجاد (ع) در وداع ماه رمضان آمده است: «أَللَّهُمَّ اجُرْنا عَلى‏ ما أَصابَنا فیهِ مِنَ التَّفْریطِ»؛ خدایا! تو حتى بر کوتاهى ‏ها و زیاده ‏روى ‏هاى ما پاداش بده!

اخبات، ص 46


داستان ما، دیگر از حد حرف و حدیث گذشته و نوبت تضرع ماست. هنگامى که بچه پستان مادر را زیر دندان مى ‏گیرد، ناله‏ اى دارد و قُدّى مى‏ زند. وقتى که انسان محتاج انس حق است و در انتظار بخشش‏ ها و عنایت‏ هاى خداست، دلش نِقّى و انکسارى دارد که به آن تضرع مى ‏گویند.

ضرع، پستان است و تضرع، آن حالتى است که زیر پستان براى بچه‏ ها پیش مى ‏آید. انسى را که بچه با مادر دارد، تغذیه‏ اى را که از مادر دارد و محبتى را که از مادر انتظار دارد، او را به نِق وادار مى ‏کند.

خلاصه، کار از دست خود ما هم گذشته و نوبت تضرع و توسل و اعتصام ماست.

تضرع، آن نِق و آن دل شکستگى‏ ماست.

بهار رویش:مرورى بر دعاهاى ورود و وداع ماه رمضان / عین صاد/ ص: 140


دچــ ــــار

اخبات... 
عجب خال خوشی است..
من یه مدت داشتم:)!!

اخبات حال نیست، مقام است

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
کلمات کلیدی
آخرین مطالب
188- چای روضه
187- رنج
186- حتی به خودت
185- ساقیا لطف نمودی
184- قدس امسال
183- بفرما سیگار
182- این روزها
181- قهرمانان من
180- اسراف
179- اصلح
محبوب ترین مطالب
هشت سؤال(پست ثابت)
66- خدای حسین و اسماعیل
143- و عین، حرف اول عشق است؛ آنجا که نام بزرگ تو آغاز می شود
67- اتمام حجتی برای دختران
57- اعتماد کنیم
61- خوبی های بد
55- قلق
49- به دنبال مقصر
177- احسن الحال یعنی؟
127- تغذیه روزه داری(تدابیر شروع افطار)
پربیننده ترین مطالب
52- دنیا لحظه ای بیش نیست
55- قلق
هشت سؤال(پست ثابت)
105- اخبات(6)
49- به دنبال مقصر
135- خریت
126- تغذیه روزه داری(تدابیر سحر)
65- یک سوال
67- اتمام حجتی برای دختران
2- اعتماد
مطالب پر بحث تر
هشت سؤال(پست ثابت)
57- اعتماد کنیم
65- یک سوال
50- کشکول
101- اخبات(2)
58- دفتر خاطرات
55- قلق
49- به دنبال مقصر
94- من تا ما
2- اعتماد
نویسندگان
ســـــر باز ( 187 )
H. Clean ( 5 )
پیوند ها
عین.صاد(استاد علی صفایی حائری)
پاک نوشته
استرجاع
میم.عین
عین.لام
فداک
فانوس
طراح قالب : عرفـــ ـــان