💕 اِخبات 💕

وَ بَشِّـــــرِ اَلْمُخْبِتِیــــــن...

101- اخبات(2)

مقدمه1: از هیچ گناهی دور نیستیم


اگر روزى به ما بگویند آیا حاضرى نبى ‏یا امامی را بکشى؟ جواب ما منفى است و حتى از این سؤال، وحشت هم مى ‏کنیم.

حقیقت این است که انسان از هیچ یک از ذنوب و سیئات و گرفتارى ‏ها دور نیست؛ گرفتارى ‏هایى که اساساً از شک و شرک و نفاق شروع مى‏ شود و تا کفر و انواع دیگر فجور و گرفتارى‏ هایى که به قلب ما، به خیال ما، به وهم ما و به تفکرات و تأملات ما و به سایر اعضاء و جوارح ما؛ در بطن و فرج و سمع و بصر و دست و پا و ... برمى‏ گردد. آدمى با هیچ یک از اینها فاصله‏ اى ندارد.

اگر بگویند آیا حاضرى حلقوم على اصغر ابا عبداللَّه الحسین (ع) را بِبُرى؟ آیا مى‏ توانى حسین فاطمه (س) را تکّه تکّه کنى و فرق على (ع) را بشکافى؟ مى ‏گوییم خیر! تمام جواب‏ ها منفى است و خودمان را از این اعمال بسیار دور مى ‏بینیم.


احساس مى ‏کنیم که این گناهان، گناهان ما نیست و بین ما و آنها، حائل ‏ها و واسطه ‏هاى زیادى وجود دارد.

اعتقادم این است که ما هنوز در فضاى این گناهان قرار نگرفته ‏ایم. هنوز مجبور نشده ‏ایم که به خاطر محبوب ‏هامان دست به هرکارى بزنیم، در حالى که همه فرعونیم، فقط مصرهاى ما کوچک و بزرگ مى‏ شود. من در محدوده خانه ‏ام، مادر و پدرم، فرزند و عیالم، فرعونى هستم و «أَنَا رَبُّکُمُ الاعْلى‏» را در آن حد دارم و در این زمینه قدم برمى‏ دارم.

گاهى که با چند نفر همراه مى‏ شوم، تفرعن مى ‏کنم و زیر بار نمى‏ روم و جبروت و کبریا و خودخواهى ‏هایم در آن مرحله، ظهور و بروز مى‏ کند.

و گاهى هم این اتفاقات و این حالت‏ها در محیط کارم متجلّى مى‏ شود.


ما باید این حالت را براى خود تصور کنیم که ممکن است در همین مجلس، شرایط طورى شود که تصمیم بگیریم ولىّ خدا را تکه تکه کنیم.

واقعیت امر این است که شاید بُغض‏ها آن چنان بالا رود، حسادت‏ ها آن چنان تحریک شود که به خاطر اینکه کم نیاوریم، به خاطر اینکه افت نکنیم، به خاطر اینکه ذلیل نشویم، همه عزیزان حق را ذلیل مى‏ کنیم تا آنچه را که به آن وابسته‏ ایم از بین نرود؛ مثل همان حرفى که هارون الرشید به پسرش گفت.

در تاریخ آمده است وقتى به هارون گفتند که اینها پسر عمو هاى تو هستند، بستگان تو هستند، پس چطور آنها را تکه تکه مى‏ کنى؟! او به پسرش گفت تویى که فرزندم هستى و از چشمم عزیزتر، اگر روزى ببینم در آنچه من دارم طمع کرده‏ اى، چشم‏ هاى تو را هم در خواهم آورد.

اگر این معنا را از خود دور ندیدیم، این سؤال مطرح مى ‏شود که پس چه چیزى ما را سر پا نگاه مى‏ دارد و به ما استقامت مى ‏دهد؟!

📚 اخبات/ عین.صاد / ص 8 تا 10(با تلخیص)


کلیپ صوتی «از هیچ گناهی دور نیستیم» / عین.صاد ؛

 
ســـــر باز ۹ لایک

نظرات  (۲۴)

دل. بیقرار
سلام
کاش این مطالبی که در یه دسته هستن(مثل همین سری اخبات) رو یا با دسته بدنی توی دسته بندیم وضوعی ستون کنار وبلاگ میذاشتید یا باهم لینک میکردید. یه مقدار در دسترس نیستن!
ممنون.
تا اینجا رو خونده بودم بریم سر بقیه ش.

سلام

بله درسته..دسته بندی موضوعی ضعف بزرگ وب منه
حدود دو صفحه برین عقب، به پست 100 می رسید...پست های اخبات پشت سر هم هست

.. مَروه ..
سلام 
یه بار انگار از شما خونده بودم دوست دارید حوزه برید نمیدونید چطور اقدام کنید.
جسارتا من به این سوال جواب بدم
یه امکانی هست برای دانشجوها و فارغ التحصیلان دانشگاه ها به اسم حوزه ی دانشجویی.
این کلاس ها شامل یه سری از دروس کاربردی تر حوزه میشه 60 واحده و کلاس ها فقط پنجشنبه ها برگزار میشه.
در هر ترم 10 واحد بطور معمول بچه ها برمیدارن که یعنی 6 ترم.
به نظرم خیلی خوبه که تو این کلاس ها شرکت بکنید.
برای ثبت نام و اطلاعات دیگه هم این آدرس سایتشونه:
Hodat.ir

موفق باشید الهی

سلام

ممنون از دقت و دلسوزی ای که دارید
نگفتم نمیدونم چطور اقدام کنم فقط گفتم دوست دارم برم حوزه.

بله اطلاع داشتم از حوزه دانشجویی
ولی اون چزی که من میخوام نیست
انشاء الله که شرایط زندگی طوری بشه که توفیق حاصل بشه همون حوزه
یعنی مثلا اولا همسری ک با این شرایط کنار بیاد
دوما اوضاع زندگی و تحصیل و کارم باهاش هماهنگ باشه و...

التماس دعا

....مسعود ....
با عرض سلام و تقدیم ادب و احترام 
بنده وبلاگ شما رو دنبال می کنم اگر مایلید شما هم وبلاگ بنده رو دنبال کنید 
متشکرم 

ممنون

ما شیعه ها
مصداق این شعر است که
چشم تنگ دنیا دار را یا قناعت پر کند یا خاک گور...

حب الدنیا رأس کل خطیة

.. مَروه ..
پس ما برای بقای عمر شما دعا میکنیم:))

خدا خیرتون بده

ممنون

لطف می کنید

یا فاطمة الزهراء
مرسی که این پست رو نو‌شتین واقعا برام یه تلنگر بود

خدا رو شکر

پس پست های بعدی رو دنبال کنید

سرباز جامانده
ازون لحاظ.مختارید

:)

یحیی پروین
خیلی عالی
و خیلی خوب
ادامه بده عزیز

ممنون که دنبال می کنی

دچــ ــــار
درسش تموم شد رفته حوزه :)

منم دوست دارم برم حوزه...

ولی خب لیاقت میخواد

بید مجنون
وای عالی بود ..... 
واقعا ....

خدایش بیامرزد

سرباز جامانده
نه مثال بود

منم خواستم جوابی داده باشم

میشه به تأسی از سمیرا خانوم وقتی حرفی نداشتم این علامت رو بنویسم :)

سروش الف

میگفتند "گرو نرفته ایم" و آرزوی هایمان را با این کار ها معارض ندیدیم

والا از هیچ گناهی دریغ نمیکنیم

حتی ...

واقعا این مطلب زیبا بود

 

و ما أدراک عین صاد؟!

میم الف
عالی

الحمدلله

سروش الف
آخه کتابای مرحوم استاد رو فقط تو یه کتابفروشی اصفهان دیدم که اونم خییییییییییییلی به خونمون و جاهایی که میرم و میام دوره
کتاب فروشی امام خمینی تو 5 رمضان تقریبا؛(برا دوستای اصفهانی گفتم)

هر روز که نمیخای بری بیای!!!

سروش الف

از اخبات فقط همین یه تیکه اش رو خوندم

بعدش کتاب رو دادم رفیقم هنوز داره میخووووووووووووووونه

ان شا الله که برگرده وگرنه باید یکی دیگه بخرم

:)

یکی دیگه بخر

البته اگه نمیخونه ازش بگیر

پرواز سپید
سلام
آقای همسر میگن:
آدم نباید خودشو از هیچ گناهی مبرا بدونه! از هرکسی هرکاری بر میاد! تقوا از اینجا شروع میشه که این جمله رو باور کنیم! چون هیچ کس از بد بودن خوشش نمیاد، وقتی در خودش احتمال بد شدن و بدی کردن رو بده حتما حتی از مقدمه اون بدی هم دوری میکنه!

دقیق می فرمایند همسرتون... هر کس!... هرکاری!

امیر ...
آقا خیلی درست و عالی  ...
مرسی از این متن زیبا ....

ممنون دکترجان

عین نون
با تمام وجود بهش رسیدم....

خوش به حالت...موضوع مهمیه

فاطمه سین
فکر  می کنم.امتحانات الهی هم برای اینه که ما خوبی و بدی خودمونو خودمون درک کنیم . خدا که ما رو می شناسه ماییم که با ضعف های خودمون آشنا می شیم .
توی این چند ساله با اینکه خدا امتحانای سختی ازم نگرفته ،توی مسائل پیش پا افتاده ای که توشون از خودم مطمئن بودم خیلی  شکست خوردم و پی به ضعیف بودنم بردم . واقعا آدم حتی لحظه ای نباید به خودش مغرور بشه . خدا بهمون رحم کنه . منتظر پست بعدیم.

خدای قدیر و غنی و عظیم  بر ضعف و فقر و حقارتمون رحم کنه!

ممنون که دنبال می کنید مطالب رو

چشم به راهم ...
یاد ابن ملجم افتادم...

من یاد خودم افتادم

سرباز جامانده
بله درسته.اغلب هروقت ب خودم مغرور شدم و گفتم فلان گناهو انجام نمیدم چندوقت بعدش یجوری شده و انجام دادم و خدا خیلی زیبا زده پس سرم

حالا پس فلان گناه باید بشه همه ی گناهان...از هیچ گناهی دور نیستیم

دچــ ــــار
وب شما منو یاد یکی از دوستام میندازه .... خیلی عین صاد میخوند :)

:) منم زیاد می خونم، ولی عمل...!
بگین بیان اینجا باهاشون آشنا بشیم

.. مَروه ..
این جمله ی آخر که مشکی تره تو پست بعدی توضیح میدین؟

اگر عمری بود بله... در پست های بعدی

Nasim dew
چقدر جالب 
جا داره روش تامل بشه 
اجرکم عند الله 
یا علی

ممنون
انشاءالله که مفید باشه

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
کلمات کلیدی
آخرین مطالب
188- چای روضه
187- رنج
186- حتی به خودت
185- ساقیا لطف نمودی
184- قدس امسال
183- بفرما سیگار
182- این روزها
181- قهرمانان من
180- اسراف
179- اصلح
محبوب ترین مطالب
هشت سؤال(پست ثابت)
66- خدای حسین و اسماعیل
143- و عین، حرف اول عشق است؛ آنجا که نام بزرگ تو آغاز می شود
67- اتمام حجتی برای دختران
57- اعتماد کنیم
61- خوبی های بد
55- قلق
49- به دنبال مقصر
177- احسن الحال یعنی؟
127- تغذیه روزه داری(تدابیر شروع افطار)
پربیننده ترین مطالب
52- دنیا لحظه ای بیش نیست
55- قلق
هشت سؤال(پست ثابت)
105- اخبات(6)
49- به دنبال مقصر
135- خریت
126- تغذیه روزه داری(تدابیر سحر)
65- یک سوال
67- اتمام حجتی برای دختران
2- اعتماد
مطالب پر بحث تر
هشت سؤال(پست ثابت)
57- اعتماد کنیم
65- یک سوال
50- کشکول
101- اخبات(2)
58- دفتر خاطرات
55- قلق
49- به دنبال مقصر
94- من تا ما
2- اعتماد
نویسندگان
ســـــر باز ( 187 )
H. Clean ( 5 )
پیوند ها
عین.صاد(استاد علی صفایی حائری)
پاک نوشته
استرجاع
میم.عین
عین.لام
فداک
فانوس
طراح قالب : عرفـــ ـــان